پس ما مشكلي براي دادن غذا به مردم نداريم و ضمنا وقتي مردم اين غذا را داشته باشند و در مسير اموزش و پرورش و بهداشت درست قرار گرفتند ، رشد مي كنند و براي همه ، همه چيز بهتر مي شود .
متاسفانه سوداگرن يعني سياستمداران ، ثروتمندان ، مذهبي ها اين عرصه را بر مردم تنگ كرده اند . انها هستند كه عده ايي را
مساله اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه ما چطور مي توانيم از زندگي لذت بريم در حالي كه ديگري در رنج است . من و شما چگونه مي توانيم از غذا لذت ببريم در حالي كه ديگري گرسنه است . درست است كه ممكن است نبينيم پس چون نمي بينيم ،
ما در دنيايي هستيم كه هيچ مشكلي براي دادن غذا ، سرپناه ، امكان اموزش تا اخر عمر و بهداشت را براي همه نداريم .
اولا ما نفس يك عده اي را گرفتيم ، 2 ميليارد مردم دنيا را گرسنه نگه داشته ايم ، اما در عوض ما كار مي كنيم كه توپ و تانك بسازيم كه همديگر را بكشيم كه من كارگر ، كارگري ديگري را بكشم . فاجعه دنيا اينجاست .
همه ي مردم دنيا بي گناه هستند مگر اينكه خلاف ان ثابت بشود ، تمام اين سوداگران گناه كار هستند مگر اينكه بيايند و ثابت بكنند كه گناه كار نيستند . دوم اگر تمام اين رهبران چه سياسي چه مذهبي و چه اقتصادي را بردارند و بچه هاي كلاس پنجم را جاي ان ها بگذارند ، توانايي اداره كردن اين بچه ها بيشتر از اين رهبران است .
كساني كه كنترل جهان را در دست دارند يك درصد هستند و 99 درصد ديگر محكومان هستند.
كافي است كه اين محكومان بدانند كه قرار نيست محكوم باشند . قرار نيست به انها گوش بدهند و قرار است به خود گوش بدهند . برنده اينها هستند اگر حاضر باشند به ناداني ، ناتواني ، نيازمندي و نگراني پشت پا بزنند و بجاي ان برابري ، برادري ، بهزيستي و بردباري ( يعني پذيرفتن تقاوتها ) را بگذارند .
"دكتر هلاكويي"







































